باید

 دوستت داشته باشم

و از تو دست بکشم

نه از دوست داشتنت

که از داشتنت

بگذار بغض گلویم را بفشرد

بگذار غمباد بگیرم

و از درد دلتنگی بخود بپیچم

هر دردی که داشته باشی

برای لحظه ایی فراموش می شود

اما دلتنگی دردی است که همیشه هست

مثل سایه

دردی است که

خوابش را می بینی

من اما

باید از تو دست بکشم

بگذار پای دلتنگی

به خوابهای شبانه ام باز شود

بگذار از درد به خود بپیچم

باید بهای دوست داشتنت را پرداخت